ضرب المثلهای محلی
"بچه کلاغ برای کلاغ عزیزه "
در مواردی بکار برده می شود که بگوید چیزی که متعلق به کسی است اگرچه در نظر بقیه زیاد خوب نیست، ولی برای صاحبش با ارزش است
دس دسه مشوره، هر د دس دیمه
"دست دست را می شوید و هر دو دست صورت را "
در زمانی بکار برده می شود که بخواهد ارزش کار گروهی را بیان کند و با هم بودن را نیز تایید می نماید
شو سیا، گو سیا
"شب سیاه و گاو هم سیاه است "
منظور این است که در شب تاریک گاو سیاه دیده نمی شود
قوتره بقوتن ددیت کیه، بقوت ننیم مادیانه
"از قاطر پرسیدند پدرت کیست؟ گفت مادرم مادیان است "
در مواردی بکار برده می شود که شخصی از یکی از خویشاوندان خود ناراحت و شرمگین است و یادآوری این نسبت برای او ننگ و عار است ولی به یکی دیگر از آنها می بالد و همیشه دوست دارد خود را به آن منتسب کند.
آقا آقا خانه د درشو
"آقا آقا از خانه در میاد "
منظور از این ضرب المثل اینست که هر کسی که خانه مورد احترام قرار گیرد در بیرون از خانه نیز محترم خواهد بود
هر کس به فکر خویشه، کوسه به فکر ریشه
"هر کسی به فکر کار خودش است و کوسه (بی ریش) به فکر ریش است "
اشاره به این دارد که هر کسی فقط به خود و کار خود می اندیشد.
قاشق بساتن راحتی، مزنی سرش پخت مبو، مکشی دراز مبو
"قاشق ساختن راحته، میزنی رو سرش پهن میشه بعد میکشیش دراز میشه "
اشاره به این است که بعضی از کارها به نظر ساده و آسان هستند ولی در عمل و هنگام انجام دادن آن به مشکلات آن پی خواهیم برد
علف در ه خانه، بو زدیه
"علفی که در کنار خانه می روید بو می دهد "
منظور آن است که همیشه انسانها از شرایط دم دستشان راضی نیستند و آنها را نمی پسندند